نزدیک ظهربود. پادشاه بزرگ! ازخواب سنگین و پرغفلتش بیدارشد. مثل همه بیدارشدنهایش، تلخ و عصبانی، ترش رو و بی حوصله. وقتی همسر زیبایش را کنارخود ندید، او را به فری
نزدیک ظهربود . پادشاه بزرگ ! ازخواب سنگین و پرغفلتش بیدارشد . مثل همه بیدارشدنهایش ، تلخ و عصبانی ، ترش رو و بی حوصله. وقتی همسر زیبایش را کنارخود ندید، او را به فریاد خواند. نبودنش را بهانه ای