بی مر

بی مر وقتی به صورت خودم دست می کشیدم، زبری آن را زیر انگشت هایم حس می کردم و هر بار که به آینه نگاه می کردم، ترسم از این سفیدک های سکه ای بیشتر می شد. وقتی از م

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما