داستان آواز خواندن خروس

هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد. روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماع

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما