شیرینی که روزگارم را تلخ کرد

نگام می کنه...نه باز خیالاتی شدم باز توهم...کاش این توهما واقعی بود کاش می شد لمست کنمهوا برفیه مثل همون روز...حرف میزد اما من نمی شنیدم حواسم به لب های قلوه ای

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما