


دوستان برای تایپ رمان های خود و حمایت از نویسنده های مورد علاقه خود در این جا ثبت نام کنید
خلاصه :
داستان یه دختر١٧سالست که عاشق پسرخالش سعید میشه وبعد از ٣سال دوسی متوجه میشه که پسر خالش با دختر داییش ازدواج کرده و چند ماه بعدش تولد دوستش صبا میشه که …
تو اونشب با مسعود پسرخاله صبا اشنا میشه وبعد یه مسافرت شمال رفتن و تولد هستی مسعود پیشنهاد دوستی میده وبرادر هستی سروان متوجه رابطه اونا میشه و هستی فرار میکنه و بعدم ازدواجشون …