فراز

{قبار تاقچه} ما از ماورای ان ابر مشکینو عبوس چادر سفید گلدار خورشید را دیدیم، و در ان شبی که زاغ مولد از فراز سره ما بر خاک سرد سقوط کرد ما طعم ازادی را چشیدیم

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما