باید کم کم آماده می شدم

باید کم کم آماده می شدم برای یک سفر فوق اضطراری به منطقه ای ممنوعه که قدم اول این سفر یک خمیازه ی عمیق بود.وقتی شرایط فراهم شد و ورد در گوشم خوانده شد با یک خمی

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما